تبليغاتX
اتاقی از آن خود
به پشت روی آب خوابیده ام و هیچ حرکتی نمی کنم٬ دقیقا مثل یه تکه چوب نازک شناور روی دریا. حس می کنم تنها در قایقی هستم وسط اقیانوس و تا چشم کار می کنه دور و برم فقط آبی دریاست و آسمونه.

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 11:36 بعد از ظهر توسط ميمف |

این قدر نزدیک و آن قدر دور؟ مرگ رو می گم...
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 1:4 قبل از ظهر توسط ميمف |

تا حالا شده حس کنی اونجایی که هستی نیستی و در واقع یه جای دیگه ای و حضور واقعی ات تو همون جای دومیه نه اونجایی که حضور فیزیکی داری؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 4:0 بعد از ظهر توسط ميمف |

تازگي ها به اين درك درباره خودم رسيدم كه خيلي از قضاوت هايم در مورد آدمها كاملا بر اساس ظاهرشونه. يعني اگه يه نفر ظاهرش مذهبي باشه پيش خودم راجع بهش يه نتيجه گيري هايي مي كنم و صبر مي كنم تا خلافش ثابت بشه(خيلي وقتها هم ترجيح ميدم نشه). البته منظورم از ظاهر فقط طرز لبايس پوشيدن نيست٬ كل ظاهر يه نفر شامل پوشش و زبان بدنش هم ميشه.تا همين اواخر خيلي  مي كردم اساسا در مورد ديگران قضاوت نكنم ولي وقتي ديدم نميشه٬ ولش كردم و اين بار سعيم را معطوف يه اين كردم كه بفهمم تا چه حد كدهايي كه تو ذهنم هست و در واقع  پايه نتيجه گيري هايم هستن حاصل تجربه هاي شخصيم هستن و تا چه حد محصول زندگي در جامعه ايران.و چقدر از در نتيجه تربيت در خانواده اي كه درش بزرگ شدم.نكته ديگه اي كه به شدت در صدد كشفش هستم اينه كه اصلا قضاوت بر اساس اين كدها تا چه حد درست و واقعيه؟برام مهمه كه بدونم نتيجه گيري كه در مورد يه آدم مي كنم چند درصد به واقعيت نزديكه. البته منظورم از تمام اين حرفهايي كه زدم در مورد قضاوت در باره ي آدمها اصلا به اين معني نيست كه آدمها رو ارزش گذاري خوب و بد مي كنم.قضاوت هاي من (حداقل در ذهن خودم) بيشتر براي فهميدن آدمهاست. بيشتر در مورد كسايي ست كه حداقل شناختي ازشون دارم. سعي مي كنم براساس تعريفي كه از آدمهاي اطرافم مي كنم روابطم رو باهاشون سر و سامون بدم. البته اين تعاريف و قضاوتها كاملا باز هستن يعني به محض اينكه شناختم از كسي بيشتر بشه يا نظر در مورد كسي تغيير كنه بلافاصله تغييرمي كنن.اما مشكلي كه با فكر كردن زياد در مورد آدمها دارم اينه كه فكرم رو خيلي زياد مشغول مي كنه اين تعريف ها و باز تعريف هاي دائمي. بعضي وقتها مثل يه دور باطل ميشه. فكر كنم كلا بهتره اصلا راجع به آدمها فكر نكنم. خيلي مشكلن!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 11:0 بعد از ظهر توسط ميمف |

۱.شبی دلپذیر: دیشب با نازلی رفتیم کنسرت سهیل نفیسی نازنین تو کاخ نیاوران. جدای از ترافیک عجیب و غریبی که دو ساعتی رو اعصابم بود و کوتاهی برنامه ٬ کلا شب خوبی بود .بیشتر ترانه ها یی که اجرا کرد جدید بودن و خیلی دل انگیز..صدای سهیل هم که حرف نداره...خلوت بون فضای کارهاش هم که امکان همه جور خیال پردازی رو به من شنونده میده و کلی یا این خصوصیتش حال می کنم. خلاصه که شب خوبی بود. فقط کاش طولانی تر بود.

۲.یک وبلاگ نویس متعهد: از همین فردا !به حول و قوه ی الهی یه وبلاگ نویس متعهد خواهم شد. سوسک بشم اگه نشم.

۳.اتفاق رسانه ای: کانال " ام بی سی فارسی" از دیروز پخش برنامه هاشو شروع کرد. اتفاق جالبیه در حوزه ی رسانه و همین طور زبان فارسی.

۴.دو سالگی: کمپین مان کمتر از ۲ ماه دیگه ۲ ساله میشه. این روزها خیلی به این دو سالی که با کمپین بودم فکر می کنم. دو سال پر ماجرا!

۵.کتاب:کتابهای زیاد و جالبی خوندم و دارم می خونم . به همین زودیها در موردشون می نویسم.

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 0:37 قبل از ظهر توسط ميمف |

۱.دختره تو فضای باز بزرگ جلوی مجتمع اسکان بدون روسری وایساده بود و دست برده بود تو موهاش٬ داشت با حوصله مرتبشون می کرد...بعد هم بدون کوچکترین عجله ای روسریشو مرتب کرد و آروم و آهسته سرش کرد. گشت ارشاد هم ۱۰۰ متر پایین تر وایساده بود.با خودم فکر کردم چه سوژه ی خوبی برای یک فیلم کوتاه. جسارت دختره کیفورم کرد!مرسی خانوم.

۲.گرمای آفتاب٬خنکی آب٬ بعد از ظهر آرام و یکنواخت جمعه ...و تن و بدن جزغاله شده من که کم کم داره به سوزش میفته!

+ نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387ساعت 8:52 بعد از ظهر توسط ميمف |

چند روز پيش٬ پشت شيشه يه مغازه ٬ آگهي (؟) ديدم با اين مضمون:

" چادر اندامي رسيد"

وسوسه شدم برم ببينم اين چادر اندامي! ديگه چه مخلوقيه ؟ نمي دونم چرا منصرف شدم . احتمالا چادر هاي معمولي رو ساسوني چيزي گرفتن شدن اندامي! بيخود نيست كه امسال ٬سال خلاقيت و نوآوريه...چشمه ذوق و استعداد ملت بد جوري مي جوشه!

در همين رابطه دو طرح  پيشنهاد مي كنم:

۱.چادر ريون زرد

۲.برقع اندامي تريكوي سبز سيدي

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 6:54 بعد از ظهر توسط ميمف |

بلاگ اسپات فیلتر شده! کلا!

يعني اشتباه شده ؟ مثل اون دفعه كه گوگل رو فيلتر كرده بودن...اميدوارم

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 12:42 بعد از ظهر توسط ميمف |